خرید بک لینک
یه تعدادی اپیزود هست تو گریز آناتومی که بچگی مردیت رو نشون میده و توی یه چرخ و فلکیه. از دور میبینه که یکی میاد و با مامانش که بیرون از چرخ و فلک وایساده حرف میزنه و مامانش ناراحت میشه و اولش گریه میک

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 3:22

[شب/ داخلی/ اتاق] بچه ها در حال کانکت بازی کردن هستند. الهام راوی بازی است و با حرف "ل" بازی شروع شده است. نورا: یه شهری تو آلمان نیست؟ مبینا و پارسا( به طور همزمان): کانکت! مبینا و پارسا و نورا شمارش

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 3:22

داشتم کنسرت mtv vma سال 2010 Eminemو میدیدم و علاوه بر اینکه نزدیک بود گریه کنم انقدر برام دوست داشتنی بود فهمیدم از اون هم 9 سال گذشته! 9 سال!!! من به نظرم فوقش 2016 باشه، تازه با ارفاق.

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 3:22

سردمه. میدونم چیز جدیدی نیست. خیلی سردمه. انگار تو زمان یخ زدم. ثابت موندم. خودم و روحم و تفکراتم و ترسام و رویاهام و هر چیز دیگه ای که بهم ربط داره. میتونم ببینمشون، حتی نمیتونم پلک بزنم که یه لحظه جلوی چشمم نباشن، ولی نمیتونم برسم بهشون. شاید همیشه یخ زده بمونم و خیلی برام دردناکه. من تو یه نقطه ای از زندگیم که نفهمیدم یخ زدم و زمان بعدش همونطور گذشت.

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 3:22

وسط دعوای سنگینی که داشتیم ماهیمون(مایکل آنجلو) مرد. دیگه نمیدونم برای خودم دارم گریه میکنم یا اون.

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 3:22

همیشه از درست کردن وسایل لذت میبرم. از بچگی اینجوری بودم. مداد نوکی هامو مخصوصا خراب میکردم و بعد با حوصله میشستم درستشون میکردم. خیلی حس خوبی داره وقتی میبینم دوباره میتونن کار کنن و منم یه نقشی تو ا

برچسب: نویسنده: یگانه کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 3:22

صفحه بندی